السيد جعفر السجادي
397
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
است و يا به خاطر تحصيل كمال ذاتى است . آن قوهاى كه فعلش براى بقاى شخص است غانيه است و آن قوهاى است كه غذا را تبديل به مشابه جوهر متغذى مىكند كه بدل ما يتحلل نامند و اما آن قوهاى كه فعلش براى تحصيل كمال است . كمال شخصى آن را ناميه نامند كه در قطرهاى جسم متغذى اضافه مىكند بر يك تناسب خاص طبيعى . پس غانيه به ناميه خدمت كند . . . قواى عالمه و عامله - ملا صدرا در مقام بيان حكمت و انواع و اقسام آن به مانند ساير حكيمان ، قواى نفس انسانى را به تقسيم اوليه به دو بخش اصلى تقسيم كرده است قواى عالمه و قواى عامله كه از هم تفكيك ناپذيرند ، افعال انسانها پاره حسن و خوباند و پارهاى قبيح و زشتاند حسن و قبح اعمال گاه بدون كسب ، معلوم است و گاه دانستن حسن و قبح آنها نياز به علم و كسب دارد و انسان را نيرويى است كه به واسطه تربيت و تعليم مىتواند خوبىها را از بدىها بداند . اطلاق عقل گاه بر نيروى شيطانى مىشود چنان كه به معاويه اطلاق عاقل بودن شده است و به كسانى كه آراى پسنديده داشته باشند عاقل گفته مىشود لكن در عرف فلاسفه به كسى ، عاقل گفته مىشود كه صاحب نيروى انديشه باشد در كتب اخلاق عاقل كسى است كارهاى پسنديده انجام دهد اينها قواى عامله است و قواى عالمه همان قوايى است كه در كتب فلسفه در باب نفس از آنها ياد شده است . و گاه حكما عقل را بر خود قوهء عالمه اطلاق كردهاند و گاه بر ادراكات آن ، عقل نظرى را چهار قسم كردهاند بالقوه ، بالفعل ، بالمستفاد و عقل بالفعل نخست صرفا مستعد انتزاع ماهيات موجودات و يا صور آنها است يعنى صرف استعداد تجريد و انتزاع است دوم مرحلهء حصول صور معقولات است و سوم مرحلهاى است كه هر چه را بخواهد دريابد و همهء معقولات مشهود او شود كه در اثر اتصال به عقل فعال احاطه بر معلومات مىيابد . « 1 » و بالجمله قوهء عمليه عبارت از آن نيرويى است كه با استناد به ارادهء انسان به امورى كه شأنا مورد عمل واقع مىشود ، معرفت حاصل مىنمايد . به وسيلهء قوهء مهنيه انسان هنرمند و صنعتگر مىشود و به وسيلهء نيروى مرويه كه منشأ انديشه است در امورى كه بايد انجام شود و يا انجام نشود مىانديشد . قوهء نزوعيه عبارت از نيرويى است كه به وسيلهء آن انسانها به سوى انجام امرى گروش يابند و يا از آن بگريزند ، خواستار چيزى شوند و يا از چيزى دورى نمايند ، نيرويى كه آدمى را شيفته و مشتاق چيزى كند و يا ناخوشايند از آن كند . خشم و دوستى ، صداقت و دشمنى ، ترس و امن ، غضب و رضا ، شهوت و مهربانى و ساير عوارض نفسانى همه مربوط بدين نيرو است . اعلم أنّ النفس الإنسانية كما ستعلم في كتاب النفس لها قوتان عالمة و عاملة ، و العاملة من هذه النفس لا تنفك عن العالمة و بالعكس « 2 » بخلاف نفوس سائر الحيوانات لأنها سفلية بعيدة عن جمعيّة القوى ، أمّا العاملة فلا شك إنّ الأفعال الإنسانية قد تكون حسنة و قد تكون قبيحة ، و
--> ( 1 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 3 ، صص 419 - 421 . ( 2 ) همان ، ج 3 ، ص 418 .